سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
غروب پائیز
 
 تعداد کل بازدید : 1243

  بازدید امروز : 0

غروب پائیز

[ خانه | ایمیل |شناسنامه | مدیریت ]

 

موضوعات وبلاگ

 

 دوستان

 

لینک به لوگوی من

غروب پائیز

 

اشتراک

 

 

حضور و غیاب

یــــاهـو

 

جستجوی سریع

 :جستجو

با سرعتی بی‏نظیر و باورنکردنی
متن یادداشت‏ها و پیام‏ها را بکاوید!

 

آوای آشنا

 

بایگانی

 

خداوند، هر دانای به دنیا و نادان نسبت به آخرت را دشمن می دارد . [رسول خدا صلی الله علیه و آله]


امشب

حسین کارگر::: دوشنبه 12/11/83::: ساعت 5:20 عصر


Hossein Kargar


باز امشب حرف ما راگوش کن


آتشی رادر دلم خاموش کن


تا به امشب در دلت غم داشتی


همچو گل ها میل شبنم داشتی


هیچ می دانی که بلبل مردنی است


روح احساسات گل پژمردنی است


هیچ آیا میل کافی داشتی


کعبه ای بودی ،طوافی داشتی


یا شنیدی از زبان لال من


شرحه ای ازدردو ازاحوال من


وقت پرواز این دلم درغم نشست


شورو شوق زندگی در من شکست


باز هم روحم رفیق یاس شد


نا امیدی در تنم احساس شد


باز غم بر فصل دل پاییز شد


اشک ازپیمانه ام لبریز شد


این دلم را هیچ کس یاری نکرد


با دوچشمانم عزاداری نکرد


عاشقی جرم وگناهم گشته بود


دشت ها لبریز آهم گشته بود


من چه گویم از تب دریای عشق


یا از این دیوانه لیلای عشق


باز من از ابتدای عشق او


می روم تا ناکجای عشق او


هرچه باشد دل به عطرش زنده است


شورو شوقش تا ابد پاینده است



موضوعات یادداشت


سلطان غم

حسین کارگر::: دوشنبه 5/11/83::: ساعت 4:37 عصر

 


سلطان غم


هموطن غربت نشین حالا بیا ما رو ببین
یکی بجات داد می زنه ای عاشق ایران زمین

تو ناجی شقایقی براش فقط تو لایقی
تو این دیار غم زده شاید فقط تو عاشقی


رنگ دلا سیاه شده کار همه گناه شده
خورشیدمون تو اسمون رنگش چه بی پناه شده

ای هم زبون بچگیم مرحم شدی به خستگیم
گرچه جدا از تو منم با تو می سازم زندگیم
_________________


~~


دلم گرفت. . .

دلم گرفت ای هم نفس ، پرم شکست تو این قفس

تو این غبار تو این سکوت ، چه بی صدا نفس نفس
از این نا مهربونی ها ، دارم از غصه می میرم

رفیق روز تنهایی ، یه روز دستاتو می گیرم

تو این شب گریه می تونی ، پناه هق هقم باشی
تو ای همزاد هم خونه ، چی میشه عاشقم باشی

دوباره من ، دوباره تو، دوباره عشق ! دوباره ما
دو هم نفس ، دو هم زبون ، دو هم سفر، دو هم صدا

تو ای پایان تنهایی ، پناه آخر من باش
تو این شب مرگی پاییز ، بهار باور من باش

بذار با مشرق چشمات ، شبم روشن ترین باشه
می خوام آیینه خونه ، با چشمات هم نشین باشه



موضوعات یادداشت


تو نیستی

حسین کارگر::: دوشنبه 5/11/83::: ساعت 3:26 عصر

 


    تو نیستی


    اما


    یادت همیشه با من است


   همچون مرهمی برای زخم کهنه ام


    ولی فکر نبودنت


     خود بهانه ایست


    برای اینکه


    از سربگیرم


     گریه ی شبانه ام را.


 


 


بی آنکه بخواهم انتظارت را میکشم


حتی با اینکه میدانم نخواهی آمد


باز هم ثانیه ها را یک به یک میشمارم


...


تشنه تر از کویر میمانم


در انتظار طنین صدایت


و گاه احساس میکنم


پریشان تر از باد میشوم


در میان خاطرات با تو بودنم 


......


میخواهم دوباره آغاز کنم


اینبار ازدریا به سرچشمه باز میگردم


...دریا اینجاست


اما


دریا را رها خواهم کرد


زلال آب چشمه را میخواهم


در خنکای بامداد



موضوعات یادداشت



[ خانه | ایمیل |شناسنامه | مدیریت ]

©template designed by: www.hkargar2000.persianblog.com